X
تبلیغات
انسان و قرآن - مبدا آفرینش زن ومرد
مبدا آفرینش زن ومرد
آیا خلقت زن وآفرینش مرد از دو گوهر مستقل و دو مبدا قابلی جداگانه است تا هرکدام دارای آثار خاص و لوازم مخصوص باشد ، مانند دو گوهر که از دو کان منحاز ظهور می کنند و جنس هرکدام غیر از جنس دیگری است . و یا آن که
[43]
هر دو از یک گوهرند وهیچ امتیازی بین آنها از لحاظ گوهر وجودی نیست مگر به اوصاف کسبی و اخلاق تحصیلی و ... و یا آن که مرد بالاصاله از یک گوهر خاص خلق شده سپس زن از زوائد مبدا تابع مرد به طور متفرع بر آن آفریده شده است . و یا به عکس یعنی زن بالاصاله از یک گوهر معین آفریده شده سپس مرد از زوائد مبدا تابع مرد بطور طفیلی و فرع وی فرآورده شده است ؟

احتمال اول جایگاهی در تفسیر و شواهد قرآنی و مانند آن ندارد چنانکه احتمال چهارم نیز فاقد هرگونه شواهد قرآنی و روائی است . عمده احتمال دوم و سوم است . آنچه از ظواهر آیات ناظر به اصل آفرینش استنباط می شود و برخی از احادیث نیز آن را تایید می نماید همانا احتمال دوم است . و اما احتمال سوم نه تنها از ظواهر آیات راجع به خلقت استظهار نمی شود بلکه بعضی از احادیث نیز آن را ناصواب می داند . اما آیه های خلقت مانند :

یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة وخلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء واتقوا الله الذی تسالون به و الارحام ان الله کان علیکم رقیبا(1)
ای مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحده آفریده و جفتش را نیز از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکنده پروا دارید ، و از خدایی که به نام او از همدیگر درخواست می کنید پروا کنید ، و خویشاوندان را فراموش نکنید که خدا همواره بر شما نگهبان است .
منظور از نفس در این کریمه همانا گوهر وذات واصل و واقعیت عینی شی ء است . و مراد از آن ، روح ، جان ، روان و مانند آن نیست . مثلا اگر گفته اند فلان شی ء فی نفسه چنین است یعنی در ذات و هستی اصلی خود چنین است و وقتی گفته اند : « جائنی فلان نفسه » (2)، یعنی فلان کس خودش آمده است که معنای
[44]
نفس مرادف با عین یعنی اصل ذات خواهد بود . پس روا نیست که مباحث علم النفس کهن یا تازه را به آیه ربط داد و یا تحقیق درباره آیه محل بحث را با آیات ناظر به پیدایش نفس و نفح آن در انسان و رجوع آن به سوی پروردگار و دیگر مباحث قرآنی مرتبط به احکام روح انسانی وابسته دانست . پس مراد از نفس همانا ذات و واقعیت عینی است .

بنابر مبنای فوق مفاد آیه مزبور اولا این است که همه انسانها از هر صنف ، - خواه زن خواه مرد زیرا کلمه ناس شامل همگان می شود از یک ذات و گوهر خلق شده اند و مبدا قابلی آفرینش همه افراد یک چیز است ، و ثانیا اولین زن که همسر اولین مرد است او هم از همان ذات و گوهر عینی آفریده شده ، نه از گوهر دیگر و نه فرع بر مرد و زائد بر او و طفیلی وی ، بلکه خداوند اولین زن را از همان ذات و اصلی آفریده است که همه مردها و زنها را از همان اصل خلق کرده است . آنگاه به کیفیت تکثیر نسل اشاره می شود که از حوصله این مقالت که رسالتی جز مقدمه یک کتاب را ندارد بیرون است . مطالب یاد شده را می توان از آیه :

هو الذی خلقکم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ...(3)

آفرید شما را از نفس واحد سپس جفت وی را از آن پدید آورد .

استفاده نمود ، پس مفاد آیه های ناظر به اصل آفرینش همانا وحدت مبدا قابلی خلقت همه مردان و زنان ونیز اولین مرد و اولین زن که نسل کنونی به آنها منتهی می شوند ، خواهد بود .

واما احادیث ناظر به مبدا قابلی آفرینش مانند آنچه محمد بن بابویه
[45]
قمی ( صدوق « قده ) » به طور مسند در علل الشرایع(4)و به طور مرسل در من لا یحضره الفقیه(5)نقل کرده است که : زراره بن اعین از حضرت امام صادق ... سؤال کرد : نزد ما مردمی هستند که می گویند خداوند حوا را از بخش نهایی ضلع چپ آدم آفرید ؛ امام صادق ... فرمود : خداوند از چنین نسبت ، هم منزه است وهم برتر از است ... آیا خداوند توان آن را نداشت که همسر آدم را از غیر دنده او خلق کند ، تا بهانه به دست شناعت کنندگان دهد که بگویند بعضی از اجزای آدم با بعض دیگر نکاح نمود ... سپس فرمود : خداوند بعد از آفرینش آدم ، حوا را به طور نو ظهور پدید آورد ... آدم ... بعد از آگاهی از خلقت وی از پروردگارش پرسید : این کیست که قرب و نگاه او مایه انس من شده است ؟ خداوند فرمود : این حوا است آیا دوست داری که با تو بوده و مایه انس تو شده و با تو سخن بگوید و تابع تو باشد ؟ آدم گفت : آری پروردگارا تا زنده ام سپس تو بر من لازم است ، آنگاه خداوند فرمود : از من ازدواج با او را بخواه چون صلاحیت همسری تو را جهت تامین علاقه جنسی نیز دارد و خداوند شهرت جنسی را به او عطا نمود ... سپس آدم عرض کرد : من پیشنهاد ازدواج با وی را عرضه می دارم ، رضای شما در چیست ؟ خداوند فرمود رضای من در آن است که معالم دین مرا به بیاموزی ...

این حدیث گرچه مفصل است و از لحاظ سند نیاز به تحقیقی بیشتر دارد ، چون برخی آحاد سلسله مشترک و برخی مجهول اند چنانکه بعضی از مضامین آن هم نیاز به توضیح بیشتر دارد ولی مطالب مهم وسودمندی از آن استفاده می شود که به بعضی از آنها اشاره می شود :

1 - خلقت حوا از ضلع و دنده چپ آدم صحیح نیست .

2 - آفرینش حوا همانند خلقت آدم بدیع و نو ظهور بوده و مستقل است .
[46]
3 - نزدیکی و نگاه آدم به حوا مایه انس وی شده است و خداوند نیز همین اصل را پایه برقراری ارتباط بین آنها قرار داده و این انس انسانی قبل از ظهور غریزه شهوت جنسی بوده زیرا جریان غریزه مطلبی است که بعدا مطرح می شود .

4 - خداوند گرایش جنسی وشهوت زناشویی را بر آدم ... القا نمود و این در حالی است که جریان انس و دوستی قبلا برقرار شده بود .

5 - بهترین مهریه و صداق همانا تعلیم علوم الهی و آموختن معالم دین است که خداوند آن را به عنوان مهر حضرت حوا بر آدم قرار داده است .

6 - بعد از ازدواج ، آدم به حوا گفت به طرف من بیا و به من رو کن و حوا به او گفت تو به سوی من رو کن ، خداوند امر کرد که آدم برخیزد و به طرف حوا برود و این همان راز خواستگاری مرد از زن است و گرنه زن به خواستگاری مرد بر می خواست . البته منظور از این خواستگاری آن خطبه قبل از عقد که در این حدیث مبسوط آمده نیست .

1 - نساء ، 1 .2 - تفسیر المیزان ، ج 4 ، ص 144 .3 - زمر ، 6 .4 - ج 1 ، باب 17 .5 - ج 2 ، ص 379 کتاب النکاح .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 11:37  توسط ghader bagheri  |